فصل اول — توهم کنترل (۲۰۰۳ تا ۲۰۰۸)
سال ۲۰۰۳ وقتی برای اولین بار یک پلتفرم معاملاتی را باز کردم، تصور میکردم بازار یک معما است که با هوش کافی حل میشود. پنج سال تمام، هر کتابی که پیدا میکردم خواندم، هر اندیکاتوری را تست کردم و هر «استاد»ی را دنبال کردم. نتیجه؟ چند ماه سود، سپس یک هفته که همهچیز را پس میداد.
آن سالها یک چیز را نمیدانستم: مشکل از تحلیل من نبود. مشکل از این بود که یک انسان پشت دکمهها نشسته بود؛ انسانی با ترس، طمع و نیاز به «درست بودن».
فصل دوم — سقوط (۲۰۱۶)
کلاهبرداری بروکر ACFX تنها ضربه مالی نبود. تمام سرمایه، تمام اعتماد به نفس، و برای مدتی تمام امیدم را برد. روزهایی بود که نمیتوانستم به چشم خانوادهام نگاه کنم. انزوای کامل. صفر مطلق.
اما در همان نقطه بود که یک سؤال متفاوت ذهنم را درگیر کرد: چرا در تمام این سالها همیشه «خیلی نزدیک» به موفقیت بودم اما هیچوقت به آن نمیرسیدم؟ پاسخ در روانشناسی نبود؛ در ریاضیات ساختار بازار بود.
فصل سوم — مهندسی سکوت (۲۰۰۸ تا ۲۰۲۲)
۱۴ سال کدنویسی، بکتست، شکست، بازنویسی. تحقیقات آکادمیک دکترای اقتصاد را روی یک سؤال متمرکز کردم: آیا میتوان سیستمی ساخت که در آن ۳۷ درصد مواقعی که بازار «طعمه» میدهد، دست نخورد و در ۶۳ درصد باقیمانده، در جهت مخالف جمعیت حرکت کند؟
جواب «بله» بود؛ اما با یک شرط بیرحمانه: هیچ تصمیم انسانی. هیچ «حس میکنم»، هیچ «این بار فرق دارد». فقط قانون.
فصل چهارم — استیتمنت (۲۰۲۲ تا امروز)
حسابی که امروز روی Myfxbook میبینید، اولین حسابی است که تصمیم گرفتم بهصورت عمومی و بدون سانسور نمایش دهم. با تمام ضررها. با آن دراودان ۳۳ درصدی که ۹۵ درصد معاملهگران را نابود میکند؛ افتی که از حدود +۱۴۵٪ سود به +۶۴٪ سود رسید و هرگز اصل سرمایه را لمس نکرد.
سیستم از آن نقطه بدون تغییر حجم، بدون تزریق سرمایه و بدون هیچ تصمیم احساسی، حساب را تا اوج ۱۷۶ درصد سود خالص پیش برد؛ امروز پس از یک اصلاح طبیعی در محدوده ۱۶۷ درصد است و هر عددش زنده روی Myfxbook قابل بررسی است. این نه معجزه است، نه نبوغ. این فقط نتیجه دوام آوردن و اجرای مکانیکی قانون است.
چرا این داستان را میگویم؟
چون میخواهم قبل از آنکه سرمایه و خانوادهتان را در این مسیر بگذارید، بدانید هزینهاش چیست. من اینجا نیستم که شما را به بازار دعوت کنم. اینجا هستم تا نگذارم همان مسیر جهنمی را طی کنید.